عناصر مورد نیاز انگور
اهم عناصر مورد نياز انگور به شرح ذيل هستند:

ازت: طبق تحقيقات انجام شده ازت گلوگاه اصلي بسياري از محصولات زراعي و باغي به‌خصوص در مناطق خشك و نيمه‌خشك به حساب مي‌آيد زيرا در اينگونه مناطق به علت بارندگي كم عدم رويش و پوشش گياهي كافي، عدم مصرف كودهاي سبز و عدم تناوب زارعي مناسب و عدم وجود كودهاي دامي كافي در نتيجه خاك‌ها از مواد آلي كه منبع اصلي و مهم فراهم آوريده ازت خاك هستند بسيار فقير بوده و كمبود ازت به‌شدت مشاهده مي‌شود.

ازت موجب شادابي، ايجاد رنگ سبز تيره، رشد سريع گياه و ازدياد ساقه و برگ، افزايش ميزان درصد پروتئين مي‌گردد اين عنصر علاوه بر شركت در ساختمان پروتئين‌ها قسمتي از كلروفيل را تشكيل مي‌دهد، در خاك‌هاي فقير از لحاظ ازت در اثر عدم تشكيل كلروفيل برگ‌ها زرد مي‌شوند، ازت در گياه متحرك است و كمبود آن از برگ‌هاي مسن شروع شده در اثر شدت كمبود به اندام‌ها جوان نيز سرايت مي‌كند. در نتيجه دانه‌هاي انگور كوچك، چروكيده و افت شديد كمي و كيفي محصول را باعث مي‌شود از طرف ديگر زيادي ازت در خاك موجب زردي و سوختگي نوك برگ‌ها سرانجام باعث ريزش آنها مي‌شود، در اين شرايط دانه‌ها چروكيده، ميوه‌ها پرآب و خواص كيفي آن بسيار پايين مي‌آيد. همچنين زيادي ازت باعث رشد رويشي بيش از رشد زايشي شده و دوره رشد گياه طولاني‌تر مي‌شود. در اين صورت كربن هيدارت‌هاي تشكيل شده مصرف مي‌شوند و آب بيشتر جذب پيروتوپلاسم گياه شده در نتيجه گياه ترد و شكننده و مستعد ظهور انواع آفات و بيماري‌ها مي‌گردد و مقاومت به سرما را از دست داده و مانع تبديل جوانه‌ها به گل مي‌شود.

فسفر: فسفر در تمام فرآيندهاي شيميايي، تركيبات انرژي‌زا و مكانيسم‌هاي انتقال انرژي دخالت دارد. فسفر علاوه بر اين جزئي از پروتئين سلول بوده و نقش ويژه‌اي به‌عنوان جزئي از پروتئين هسته سلول و غشاء سلولي ايفا مي‌كند نياز تاكستان‌ها به فسفر خيلي كمتر از ازت است ولي فسفر در رشد اوليه ريشه‌ها خصوصاً در هواي سرد بسيار حائز اهميت است و همچنين در رشد رويشي، توليد ميوه در طول فصل رويشي نقش اساسي دارد.

كمبود فسفر در خاك‌هاي بسيار اسيدي و آهكي و خاك‌هاي با موادآلي كم و ظرفيت بالاي تثبيت فسفر ديده مي‌شود. برعكس ازت تركيبات فسفر نسبتاً غيرمحلول و حركت آن در نيم‌رخ خاك تابعي از ميزان رطوبت خاك مي‌باشد، در مناطق خشك و نيمه‌خشك گياه نمي‌تواند فسفر مورد نياز خود را از خاك جذب نمايد بدين جهت بايستي كودهاي فسفره را در عمق و در مجاورت ريشه‌ها قرار داده شود.

كمبود فسفر رشد گياه را كند كرده و مقدار عملكرد را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. همچنين مقاومت موستان‌ها را به سرما به‌خصوص در مناطق سردسير كشور كاهش مي‌دهد.

فسفر در گياهان پويا بوده بدين‌جهت كمبود از برگ‌هاي مسن آغاز مي‌شود و رنگ برگ‌ها به رنگ بنفش مي‌گرايد. در اثر شدت كمبود رنگ بنفش برگ‌هاي مسن به‌تدريج به رنگ سبز تيره مايل به آبي تبديل مي‌شود. در برخي ارقام انگور با وجود اينكه كمبود فسفر شديداً عملكرد را محدود مي‌سازد ولي علايم كمبود از خود نشان نمي‌دهند. زيادي فسفر عمدتاً به شكل كمبود عناصر ريزمغذي مانند روي و آهن خود را نشان مي‌دهد.

پتاسيم: پتاسيم در فعال ساختن بسياري از آنزيم‌ها و كوآنزيم‌ها، انتقال قندها، سنتز پروتئين‌ها، تشكيل نشاسته و بهبود كيفيت ميوه به‌خصوص انگور بسيار مؤثر است نياز انگور به پتاسيم بيش از نياز آن به ازت و فسفر است. پتاسيم مانند ازت، فسفر و گوگرد جزءلاينفك اندام‌هاي گياهي نبوده ولي نقش آن بيشتر كاتاليزوري است. در اثر كمبود پتاسيم مقاومت گياهان در برابر آفات و امراض كاهش مي‌يابد.

براي تشكيل پروتئين‌ها غلظت بالاي پتاسيم مورد نياز است. كمبود آن باعث تجمع اسيدهاي آمينه، آميدها نيترات‌ها كه خود مواد پروتئيني هستند مختل مي‌شود و اين خود نشان‌دهنده تأثير پتاسيم بر روي سنتز پروتئين‌ها است. همچنين سرعت بالاي تنفس در برگ‌ها نشانه شاخصي در ارتباط با كمبود پتاسيم است. پتاسيم در باز و بستن سلول‌هاي روزنه‌ها دخالت دارد كه اين پديده مهم ممكن است به‌طور غيرمستقيم بر روي عمل فتوسنتز اثرگذار باشد.

پتاسيم مهم‌ترين ماده معدني است كه نقش كليدي در تنظيم فشار اسمزي سلول‌ها و بافت‌ها به‌وسيله بزرگ كردن سلول‌ها و درشتي واكوئل‌ها در داخل سلول و تورژانس در سلول‌هاي نگهبان (سلول روزنه‌ها) و انتقال مواد در آوندهاي آبكش و متعادل كاتيون‌ها و آنيون‌ها به‌عهده دارد.

كمي يا زيادي پتاسيم در خاك تأثير شديدي بر روي جذب كلسيم، منيزيم و سديم به‌جا مي‌گذارد. مصرف زيادي پتاسيم در خاك جذب كلسيم، منيزيم، ازت، منگنز و فسفر در برگ‌ها را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد.

تحقيقات زيادي انجام گرفته جملگي نشان داده‌اند كه تأثير اين عنصر در باغات انگور براي بهبود كيفيت دانه‌هاي انگور و كشمش ضرورت دارد.

منيزيم: منيزيم به‌صورت كاتيون دو ظرفيتي جذب گياه مي‌شود. منيزيم هسته مركزي كلروفيل را تشكيل مي‌دهد. نسبت باندهاي منيزيم به كلروفيل به مقدار منيزيم بستگي دارد. در شرايط كمبود نور اين نسبت افزايش مي‌يابد. با توجه به مقدار منيزيم در گياه 6 الي 25 درصد آن در كلروفيل 5 الي 10 درصد در برگ‌ها و ديواره سلولي به‌صورت پكتات پيونديافته و يا به‌صورت نمك محلول در واكوئل‌ها رسوب مي‌كند بقيه 60 الي 90 درصد با آب قابل استخراج است. منيزيم موجود در و انتها واكوئل‌ها براي تعادل كاتيون‌ها و آنيون‌ها و تنظيم فشار اسمزي به‌عنوان منبع منيزيم براي فعاليت‌هاي متابوليسمي به‌كار مي‌رود.

با وجود اينكه منيزيم در خاك فراوان است ولي كمبود آن در گياهان مشاهده مي‌شود. اين كمبود به‌علت وجود يون‌هاي پتاسيم، ، كلسيم و آمونيم در خاك بوده كه جذب منيزيم را كاهش مي‌دهند.

تجمع كربن هيدارت‌ها مانند قندها و نشاسته از علايم مشخصه كمبود منيزيم مي‌باشد، كاهش انتقال كربن هيدرات‌ها در اثر كمبود منيزيم به ريشه‌ها، در نتيجه رشد ريشه‌ها كاهش يافته و نسبت وزن خشك ساقه به ريشه افزايش مي‌يابد كه اين پديده در كمبود فسفر كاملاً برعكس مي‌باشد. همچنين در كمبود منيزيم ساكاروز نمي‌تواند وارد آوندهاي آبكش شود در نتيجه توزيع كربن هيدارت‌ها مختل مي‌شود. بنابراين در برگ‌هاي داراي كمبود منيزيم مواد حاصل از فتوسنتز بالا رفته و با افزايش شدت نور مقدار كلروزه و نيك‌ورزه شدن افزايش مي‌يابد.

آهن: در رابطه با نقش آهن در گياهان زراعي و باغي مطالعات وسيعي انجام گرفته است. كلروز ناشي از آهن تقريباً در بسياري از درختان و زراعت‌ها بيشتر در مناطق خشك و نيمه‌خشك جهان توسط محققين گزارش شده است و امروز به‌عنوان يك معضل جهاني در كشاورزي شناخته شده است.

در كشور ما نيز كمبود آهن در درختان مثمر و غيرمثمر كه ناشي از آهكي بودن خاك‌ها است اكثر مناطق كشور را فراگرفته است و در استان‌هاي خراسان، فارس، خوزستان، اصفهان، تهران و آذربايجان‌هاي شرقي و غربي با شدت بيشتر از ساير استان‌ها گزارش شده است.

مشاهده شده است كه بعضي از گياهان نسبت به آهن مقاوم و بعضي حساس هستند اين پديده بيشتر جنبه وراثتي دارد. البته تغذيه مناسب نيز در اين مورد بي‌تأثير نمي‌باشد.

در تاكستان‌ها نيز همانند ساير گياهان كمبود آهن ابتدا در برگ‌هاي جوان ظاهر و به سرعت توسعه يافته و با زرد شدن بين رگبرگ‌ها سپس كليه سطح برگ را پوشانده و برگ به‌صورت يك صفحه زرد با رگبرگ‌هاي سبر درمي‌آيد. با پيشرفت زردي نهايت برگ به سفيدي مي‌گرايد.

كمبود رشد شاخه‌ها را كاهش داده گل‌ها و شاخه‌هاي حامل خوشه سبز به رنگ زرد كم‌رنگ درآمده و باردهي اين شاخه‌ها به‌شدت كاهش مي‌يابد.

روي: جذب روي در مراحل مختلف رشد گياه متفاوت است به‌طوري كه بيشترين جذب در اوايل رشد صورت گرفته و به مرور زمان مقدار آن كاهش مي‌يابد. جذب روي توسط گياه با دو مكانيسم فعال و غيرفعال صورت مي‌گيرد جذب غيرفعال روي از طريق جذب الكترواستاتيكي بر روي ديوار سلولي و ساير سطوح خارجي سلول‌هاي ريشه گياه صورت مي‌گيرد، اين جذب غيراختصاصي بوده و مستقل از فعاليت‌هاي متابوليكي گياه مي‌باشد اما برعكس جذب فعال تحت‌تأثير سوخت‌وساز گياه انجام مي‌گيرد عواملي مانند دما، نور، تهويه و رطوبت كه در سوخت‌وساز گياه تأثير دارند بر مقدار جذب روي نيز مؤثر هستند و بخش عمده روي توسط جذب فعال انجام مي‌گيرد.

حركت روي در خاك به‌صورت انتشار است، ضريب انتشار روي در خاك‌هاي آهكي نسبت به خاك‌هاي اسيد 50 برابر كمتر است اين خود دليل بر كمبود روي در خاك‌هاي آهكي است. ساير يون‌ها نيز در جذب روي توسط گياهان بي‌تأثير نيستند از جمله مس شديداً از جذب روي ممانعت مي‌كند.

انتقال روي از ريشه به ديگر اندام‌هاي گياهان از طريق آوندهاي چوبي صورت مي‌گيرد اما معلوم نيست كه در شيره خام گياهان به‌صورت يوني و يا به‌صورت تركيب با موادآلي است. به اعتقاد بعضي از محققين روي در گياه تحرك زيادي دارد اما شواهد نشان مي‌دهد كه پويايي روي در داخل گياه نسبتاً محدود بوده و نشانه‌هاي كمبود در ابتدا در بافت‌هاي جوان به چشم مي‌خورد و اين علايم به‌صورت ريزبرگي و كچلي سر شاخه‌ها پيدايش حالت پنجه‌اي ديده مي‌شود.

عوامل مؤثر در فراهمي روي براي گياهان:
دما و نور فاكتورهاي مهمي هستند كه بر فراهمي روي در گياهان اثرگذار هستند.
روي عموماً به‌صورت فعال جذب مي‌شود بنابراين سوخت‌وساز گياهي جذب آن را كنترل مي‌كند.
كاهش دما انتقال روي از ريشه به اندام‌هاي هوايي را كاهش مي‌دهد به همين دليل در فصل سرد محلول‌پاشي روي مؤثرتر از مصرف خاكي است.
دما بر همزيستي قارچ با ريشه گياهان را افزايش مي‌دهد در نتيجه بر جذب روي اثر مي‌گذارد.
PH خاك بالاتر از 8 كمبود جذب روي را باعث مي‌شود.
موادآلي زياد خاك مانع جذب روي مي‌شوند (به علت جذب روي بر روي كلوئيدهاي هوموسي) ولي در حالت معمولي جذب روي توسط گياهان را فراهم مي‌آورد.
ترشحات ريشه حاوي ليگاندهايي است كه مي‌تواند روي ريزوسفر را كلاته كرده و موجب افزايش فراهمي روي گردد.
اثر منفي فسفر در انتقال روي از ريشه به اندام‌هاي هوايي
اثر فسفر بر آلودگي ريشه‌ها به ميكوريزه‌ها در نتيجه كاهش فراهمي روي.
روي و آهن در انتقال به اندام‌هاي هوايي با هم رقابت دارند. همچنين با مس و منگنز نيز آبي حالت رقابت وجود دارد.
منگنز: منگنز مانند آهن داراي ظرفيت‌هاي متفاوتي است، به همين دليل شيمي آن در خاك بسيار پيچيده است، منگنز در طبيعت وضعيت‌هاي صفر، يك، دو، سه و چهار، همچنين شش و هفت ظرفيتي وجود دارد ولي در سيستم‌هاي بيولوژيكي بيشتر به‌صورت دو، سه و چهار ظرفيتي ديده مي‌شود منگنز دو ظرفيتي مهم‌ترين شكل منگنز قابل جذب گياهان است، كه عمدتاً به‌صورت كاتيون جذب سطحي و نيز در محلول خاك وجود دارد، ضرورت منگنز براي انسان‌ها و دام نيز ثابت شده است درختان و گياهان مانند انگور، مركبات، سويا، سيب‌زميني و گندم نسبت به منگنز حساس هستند، ثابت شده است كه آغشته نمودن بذور گندم با منگنز عملكرد را تا 23-22 درصد افزايش داده است.

كمبود منگنز در خاك‌هاي با PH بالا و يا در بافت‌هاي خيلي سبك ديده مي‌شود. تأثير اوليه كمبود منگنز در كاهش مقدار فتوسنتز است. قابليت جذب منگنز شديداً به PH خاك بستگي دارد، در خاك‌هايي كه زه آب بالا و تهويه نامناسب دارند جذب منگنز افزايش يافته و نكروز آوندهاي آبكش در اثر سميت منگنز به‌وجود مي‌آيد و اين سميت با محلول‌پاشي روغن يا با كمبود مس اشتباه مي‌شود. علايم كمبود ابتدا در بين رگبرگ‌ها ديده شده و برگ‌ها ريز مي‌مانند.

بور: بور يكي از عناصر ديگر مغذي و مهمي است كه براي رشد طبيعي همه گياهان مورد نياز است. اين عنصر تنها شبه فلزي بين عناصر كم‌مصرف است كه ضرورت آن براي رشد گياهان سال‌ها است با ثبات رسيده است. بور در توسعه و تقسيم سلولي، متابوليسم اسيدنوكلئيك، متابولسيم كربن هيدرات‌ها و پروتئين‌ها، در تكامل بافتي، تأثير در متابوليسم اكسين، توسعه آوندي و در انتقال مواد فتوسنتزي به محل مصرف و نفوذپذيري غشاي سلولي نقش اساسي دارد.

همچنين بر در جوانه‌زني دانه گرده رشد لوله گرده و تشكيل دانه و ميوه موثر مي‌باشد. در گياهان با كمبود بر مقدار زيادي مواد پكتيني و گلوكز در آوندها رسوب كرده و انتقال شيره گياهي را مختل مي‌كند.

به علت پويايي نسبي بر در گياه علايم كمبود ابتدا در برگ‌هاي جوان ظاهر مي‌شود. اولين علامت كمبود توقف رشد جوانه‌هاي انتهايي است كه بلافاصله بعد از آن برگ‌هاي جوان مي‌ميرند، مرگ منطقه مريستمي و كاهش تشكيل ميوه همچنين بدشكلي و تركيدگي ميوه‌ها و تنه درختان از ديگر علايم كمبود بر مي‌توان نام برد.

يكي ديگر از علايم كمبود بر عدم تكثير ريشه‌ها است. بور علاوه بر نقش آن در تعداد دانه گرده و رشد آن در لوله گرده و نقش متابوليكي در كنترل واكنش‌هاي بيوشيميايي دارد، در ساختمان ديواره سلولي و حفظ غشاء سلولي بر نقش ايفا مي‌كند همچنين كمبود بر در برگ‌ها تغيير شكل داده و از رشد آنها را باز مي‌دارد و اغلب برگ‌ها شكننده ترد و ميان گره‌ها كوتاه و رشد قسمت‌هاي بالايي گياه متوقف مي‌شوند.

مس: مس به‌عنوان يك عنصر غذايي عمدتاً در فعاليت‌هاي آنزيمي و در پروسه اكسيداسيون و احياء دخالت مي‌كند علاوه بر اين مس تمايل شديدي به تركيبات با موادآلي دارد بنابراين در محلول خاك، در ريشه‌ها و در شيريه آوندي 98 درصد به‌صورت كمپلكس با مواد آلي به‌ويژه آمينواسيدها ديده مي‌شود.

مس در پورسه‌هاي نظير فتوسنتز، تنفس، توزيع كربن هيدارت‌ها، احيا و تثبيت همزيستي نيتروژن، متابوليسم پروتئين‌ها و متابوليسم ديواره سلولي و ليگتين‌سازي اهميت زيادي دارد. اين پروسه به‌وسيله پروتيئن‌هاي حاوي مس كنترل مي‌گردد. مس در تشكيل كلروفيل دخالت داشته و بخشي از چندين آنزيم منجمله سيتوكروم اكسيداز مي‌باشد. در اثر كمبود مس، فتوسنتز كاهش يافته كه اين امر موجب كاهش ميزان تثبيت دی اکسید کربن و كاهش غلظت نشاسته و كربن هيدات‌هاي محلول در گياهان طي رشد سبزينه‌اي شده و از اين طريق موجب كاهش ماده خشك در گياه و تشكيل سبزينه مي‌گردد. اثرات مس در رشد اندام‌هاي زايشي بيش از آندام‌هاي رويشي است.

مس در گياه پويايي كمي دارد بدين‌جهت علايم كمبود آن در اندام‌هاي جوان ديده مي‌شود كمبود مس در انگور و مركبات موجب ايجاد برگ‌هاي درشت و رنگ سبز تيره با لكه‌هاي زرد مي‌گردد و با تشديد كمبود شاخه‌هاي جوان خشك مي‌شوند. حساسيت گياهان به مس متفاوت است بسياري از درختان مانند مركبات انگور و گياهان زراعي به كمبود مس حساسند.

موليبدن: موليبدن برخلاف آهن، منگنز، مس در گياهان به‌صورت آنيون وجود دارد، موليبدن به شكل‌هاي 4، 5 و 6 ظرفيتي است كه در گياهان عمدتاً به شكل 6 ظرفيتي ديده مي‌شود. وظيفه اصلي موليبدن شركت در واكنش‌هاي انتقال الكترون مي‌باشد. در گياهان آلي تنها چند آنزيم حاوي موليبدن وجود دارد. در گياهاني كه با ازت آمونيم تغذيه مي‌شوند در مقايسه با گياهاني كه با ازت نيتراتي تغذيه مي‌شوند نياز كمتري به موليبدن دارند. علايم كمبود موليبدن در آنها كم و يا اصلاً ديده نمي‌شود.

با كمبود موليبدن مقدار تركيبات ازته محلول نظير اسيدها افزايش يافته درحالي‌كه مقدار پروتئين‌ها كاهش مي‌يابد و اين موضوع نشان دهنده دخالت موليبدن در تشكيل پروتئين‌ها است علاوه بر اين موليبدن در تشكيل كلروفيل و ساختمان كلر و پلاست‌ها نيز مؤثر است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *