سایر اسامی بيماری:
بلاچ خالدار برگ، لكه سپتوريايي برگ، بلاچ سپتوريا تريتيسي
پراکنش:
عموماً در هر جا که گندم رشد ميكند ديده ميشود. اين بيماري طي شرايط محيطي خاص ميتواند به يك بيماري
جدي تبديل گردد. در استان گلستان، به غير از نوار باريك جنوبي که در منطقه کوهپايه اي قرار دارد، در ساير
نقاط استان ديده ميشود.
عامل بيماری:
قـارچ Septoria tritici (بـا شـكل جنسـي Mycosphaerella graminicola) از راسـته پيكنيـد داران و رده قارچهـاي
ناقص
علت ها
عامل بیماری سپتوریای برگ (سپتوریوز برگ) گندم، قارچ Mycosphaerella graminicola میباشد که در بقایای گیاهی روی خاک، میزبانهای علفی، گیاهان ناخواسته و گیاهان پاییزه قبلی زمستانگذرانی میکند. اسپورها از طریق باد و باران به فواصل دور منتشر میشوند. علائم اولیه در برگهای مسن مشاهده میشوند و با پراکندگی اسپورها در بخش های هوایی گیاه، لکهها در برگهای فوقانی نیز ظاهر میشوند. اگر برگ پرچم و دو برگ زیرین آن دچار بیماری شوند، کاهش محصول اتفاق میافتد. چرخه زندگی قارچ بسته به دما در 15 تا 18 روز کامل میشود. شرایط بهینه رشد قارچ دمای بین 15 تا 25 درجه سانتیگراد، وجود آب آزاد یا دوره طولانی مدت رطوبت میباشد. در دمای زیر 4 درجه سانتیگراد چرخه بیماری متوقف میشود. برای بروز بیماری و آلودگی در گیاهان وجود حداقل 20 ساعت رطوبت نسبی بالا ضروری میباشد. بهارهای مرطوب و تابستان برای توسعه بیماری مناسب میباشند.
کنترل ارگانیک
عوامل بیولوژیک در شرایط کنترل شده یا آزمایشگاهی تاثیر مثبتی در کنترل این قارچ داشتهاند. گونههای قارچ تریکودرما و بعضی از گونههای باکتری سودوموناس و باسیلوس سبب محافظت از گیاه گندم در مقابل لکه برگی و یا ممانعت از توسعه بیماری میشوند.
علایم:
در ابتدا، لكه هاي کوچك به رنگ سبز روشن تا زرد در بين رگبرگهاي برگهاي پاييني، بويژه آنهايي که در تمـاس بـا
خاك قرار دارند، ايجاد ميشود. لكه ها ، به سرعت بزرگ شده، به رنگ برنزه تـا قهـوه اي مايـل بـه قرمـز و
بشكلهاي نامنظم تبديل مي گردند که اغلب تا اندازه اي به وسيله يك حاشيه زرد رنگ احاطه شـده انـد. لكـه هـا
به مرور زمان، قهوه اي روشن تا تقريباً سفيد رنگ شده، در متن آنها نقطه هاي آوچـك و تيـره رنگـي (پيكنيـدهاي
قارچ) توليد مي شود . وجود پيكنيدها، يك ويژگي تشخيصي خوب ميباشد.
آلودگي ساقه (در منطقه گره ها)، غلاف برگها و نوك گلومها نيز ممكن است اتفاق افتد. پيكنيدها نيز
ممكن است در همه مناطق آلوده توليد گردند. برگهاي بشدت آلوده، زرد شده و قبل از بلوغ از بين مي روند
(). گاهي اوقات، شدت بالاي بيماري باعث مرگ يك گياه ميشود.
اپيدميولوژی:
قارچ ميتواند بصورت ميسليوم در گياهان زنده گندم و بصورت پيكنيد در بقاياي آلوده تا ٢-٣ سال بقاي خـود را حفـظ
نمايد. در عين حال ممكن است تا حدودي بذرزاد نيز باشد. طي هواي خنـك (١٥-٢٥ درجـه سـانتيگراد) و مرطـوب
در پائيز و بهار، پيكنيديوسپورها از دهانه پيكنيدها در يك مايع ژلاتينـي بنـام cirrhi ها اسـپورها را از تـابش آفتـاب و
خشكي هوا حفظ ميكند، تراوش ميشوند. بيشترين ميزان توليد اسـپور در رطوبـت نسـبي ١٠٠ درصـد رخ ميدهـد.
پيكنيديوسـپورها از طريـق پاشـش و قطـرات بـاران بهمـراه وزش بـاد، از گياهـان آلـوده بـه برگهـاي سـالم پـاييني
گسترش مي يابند. ميزان توليد پيكنيديوسپورها در پيكنيدهاي روي ارقام حساس بيشتر از ارقـام مقـاوم ميباشـد.
جهت انجام آلودگي به ٦ سـاعت يـا بـيش از آن رطوبـت و بـراي ادامـه گسـترش آلـودگي بـه هـواي خنـك (١٨-٢٥
درجه) نياز ميباشد. آسكوسپورها در پريتسها با رسيدگي گندم در اواخر بهار توليد شده و در ابتدا بوسيله بـاد بـه
ميزبانهاي خود ميرسند.در سیکل بیماری، کاه و بقایای گندم منبع اینوکلوم اولیه هستند. پیکنیدیوسپورها برای ماهها در دمای 10-2 درجه سانتی گراد زنده باقی می مانند. مایعی که در آن اسپورها تراوش می شود، آنها را از تاثیر تابش نور خورشید و خشک کردن حفظ کرده و جوانه زدن آنها را تحریک میکند. در شرایط مرطوب این اسپورها بوجود آمده و در اثر باران انتشار یافته و در فصل زراعی آلودگیهای اولیه را سبب می شوند. آسکوسپورها در تابستان و پاییز ایجاد شده و لوله تندش حاصل از دو نوع اسپور، گندمها را بطور مستقیم یا از راه روزنه آلوده می کنند. حرارت مناسب برای جوانه زدن و ایجاد آلودگی 15 تا 25 درجه سانتی گراد و محدوده آن 5 تا 35 درجه سانتی گراد است.
حقدل و بنی هاشمی (1381) نحوه بقا و تعیین دامنه میزبانی S.tritici را مورد بررسی قرار دادند. در مطالعه بقا قارچ، برگهای آلوده حاوی پیکنیدیوم در اعماق مختلف خاک (0-10-20-30 و 40 سانتی متری) قرار داده شدند. پیکنیدیوسپورها در سطح خاک قدرت جوانه زنی خود را بعد از گذشت 8 ماه کاملاً از دست داده، در صورتیکه در دمای 5-4 درجه سانتی گراد قدرت جوانه زنی اسپورهای قارچ بعد از 25 ماه به 18 تا 20 درصد رسید. در اعماق مختلف خاک با کلونیزه شدن برگها توسط قارچهای پوده زنی (ساپروفیت)، پیکنیدیوم ها در مدت کمتر از دو ماه از بین رفتند. جهت تشکیل فرم جنسی در شرایط طبیعی، بوته های گندم آلوده به سپتوریوز بعد از برداشت در هوای آزاد قرار داده شد. مشخصات مورفولوژیکی فرم جنسی تولید شده با مشخصات M.graminicola گزارش شده توسط محققین دیگر مطابقت داشت، ولی به علت عدم تندش آسکوسپورها اثبات بیماریزایی انجام نگردید. تلاش برای تشکیل فرم جنسی در آزمایشگاه موفقیت آمیز نبود، همچنین از بذور جمع آوری شده از مزارع گندم آلوده به سپتوریوز، قارچ عامل بیماری جداسازی نشد. جهت بررسی دامنه میزبانی قارچ به منظور تعیین نقش علفهای هرز در بقا و ازدیاد عامل بیماری، در شرایط گلخانه گیاهان مختلفی که تعدادی از آنها علفهای هرز مزارع گندم می باشند، با جدایه های پاتوژن مایه زنی شدند. چهل تا چهل و پنج روز بعد از مایه زنی، در برگهای خشک و پیر دو گیاه Lolium rigidum و Secale cereale پیکنیدیوم های قهوه ای و ریز مشاهده گردید که با اثبات بیماریزایی روی گیاه گندم، دو گونه فوق میزبان ثانوی برای قارچ تعیین گردیدند. در شرایط مزرعه در هیچ یک از علفهای هرز بررسی شده علایم سپتوریوز مشاهده نگردید.
مبارزه
میزان کاهش عملکرد ناشی از آلودگی سپتوریوز برگی در ارقام تجاری گندم با مقاومت های متفاوت در خوزستان بررسی شد. به جز رقم چمران که نسبت به بیماری نیمه مقاوم ارزیابی گردید، تقریباً تمامی ارقام گندم نان توصیه شده یا در حال کشت استان نسبت به آن حساس می باشند. در این مطالعه درصد کاهش عملکرد چمران به عنوان یک رقم نیمه مقاوم، نسبت به ارقام حساس و نیمه حساس توصیه شده استان در مزارع آلوده بررسی شد. نتایج نشان داد که میزان کاهش عملکرد رقم چمران در زمانهای مختلف آلودگی نسبت به شاهد محافظت شده (با قارچکش) 3 تا 11 درصد بود. حداکثر کاهش عملکرد ارقام حساس فلات، اترک و داراب2 به ترتیب 44، 42 و 31 درصد تعیین شد. بیشترین خسارت در ارقام حساس مربوط به وزن هزار دانه و تعداد دانه در سنبله بود. کاهش عملکرد چمران نسبت به ارقام حساس بطور معنی داری، کمتر بود ( دادرضایی و همکاران ، 1381).
مقاومت لاین های پیشرفته گندم دیم در برابر بیماری سپتوریا برگی در مراحل گیاهچه ای و گیاه کامل در نقاط مختلف ایران، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. به منظور تعیین مقاومت 200 ژنوتیپ پیشرفته گندم دیم سردسیری و گرمسیری، جدایه های عامل بیماری از مناطق مختلف کشور جمع آوری و پس از جداسازی از بافت میزبان، روی محیط کشت مصنوعی YMSA خالص سازی و تکثیر شدند. مخلوط جدایه ها در شرایط دمایی 18 درجه سانتی گراد و رطوبت 85% در فیتوترون، روی گیاهچه ها مایه زنی گردید و در دومین و سومین هفته پس از تلقیح از سطح نکروز برگ یادداشت برداری به عمل آمد. برای ارزیابی مقاومت در شرایط مزرعه ای، لاین ها در خطوط یک متری و فواصل 30 سانتی متر از هم کشت شدند و تلقیح طبیعی و مصنوعی با استفاده از جدایه های همان محل در شرایط مناسب و زیر سیستم افشانه انجام گرفت. یادداشت برداری پس از توسعه کافی بیماری روی رقم حساس انجام شد. نتایج مبین این بودند که بین تیپ های آلودگی گیاهچه ای و گیاه کامل ارتباط معنی داری وجود ندارد و نیز ارتباط بین تیپ های آلودگی گیاه کامل بین دو محل اجرا به ویژه برای لاین های سردسیر معنی دار نیست. همچنین بر مبنای تیپ آلودگی گیاه کامل ارتباط معنی داری وجود ندارد و نیز ارتباط بین تیپ های آلودگی گیاه کامل بین دو محل اجرا به ویژه برای لاین های سردسیر معنی دار نیست. همچنین بر مبنای تیپ آلودگی گیاه کامل 8% لاین ها بدون هیچگونه آلودگی، 9% مقاوم، 15% نیمه حساس و بقیه کاملاً حساس بودند.
روشهای کنترل:
١- داشتن بذور گواهي شده و عاري از بيماري آه با يك قارچكش محافظ بذر ضد عفوني شده اند.
٢- شخم زير بقايا در صورت امكان
٣- استفاده از ارقام مقاوم
٤- استفاده از يك قارچكش برگي (نظير سايپروآونازول و پروپيكونازول بـا دوز ١ ليتـر در هكتـار) در صـورت
مساعد بودن شرايط محيطي براي گسترش بيماري
٥- تناوب ٣-٤ ساله گندم با يك گياه غير ميزبان